در نظام سرمايه‌داري امپرياليسم، علم سياست، علم و ابزاري براي كسب، حفظ و ماندن در قدرت است. در اين نوع نگاه به سياست، تمام تلاش يك شخص صاحب قدرت، استمرار حضور او در منصب است. در اين مكتب است كه صاحب قدرت از واژگان و رويكردهايي همچون زيرآب زدن، پاپوش درست كردن و پرونده‌سازي كمك گرفته تا در بدترين حالت از قدرتش نه‌تنها كسر نشود، بلكه به مراتب افزوده شود. ناگفته نماند كه در اين مسير شخص مجبور به كسب ثروت هم هست، چرا كه قدرت و ثروت دو پيستون يك ماشين هستند كه در كنار يكديگر به‌ هم‌افزايي هم كمك مي‌كنند. از آنجايي كه هدف‌ماندن در قدرت و كسب ثروت است، شخص مجبور بوده يا جزئي از باندهاي قدرت و ثروت باشد يا خود را حلقه به گوش اين باندها معرفي كند. چنان‌كه در نظام سرمايه‌داري آمريكا به‌طور خاص يكي از جلوات تبليغاتي هر رئيس جمهوري ـ چه جمهوري‌خواه و چه دموكرات ـ اداي احترام و تعهد و پايبندي به لابي‌هاي پشت پرده صهيونيستي است!

اما در نظام و مكتب اسلامي، مسئوليت نه‌تنها امتيازآور نبوده بلكه وظيفه‌آور است. به‌عبارت ديگر كسي كه مسئوليتي را كسب مي‌كند نه‌تنها حق ندارد در جهت تأمين منافع شخصي خود از اين مسئوليت استفاده كند، بلكه با اختيار يك مسئوليت وظيفه او در قبال ملت و نظام اسلامي سخت‌تر و سنگين‌تر مي‌شود؛ از اين‌رو است كه در فتواي مراجع به‌خصوص حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري، آمده است كه كسب مسئوليتي در صورت وجود شخص بهتر و شايسته‌تر در اين سمت حرام است و اين يعني شايسته‌سالاري سياست، قدرت و ثروت در اين نظام داراي بار ارزشي است. اما متأسفانه با گذشت بيش از33 سال از انقلاب اسلامي هنوز تعريف صحيح اين واژگان براي خيلي‌ها مبهم است. مقام معظم رهبري در ديدار نمايندگان مجلس سفارش كردند نمايندگان نبايد به كانون‌هاي قدرت و ثروت وابسته باشند. در واقع نماينده مجلس نماينده ملت است اگر بخواهد به كانون‌هاي قدرت و ثروت وابسته گردد ديگر نمي‌توان آن را نماينده ملت نام نهاد.

مقام معظم رهبري در اولين روز سفر به كرمانشاه، در ميان استقبال گرم مردم كرمانشاه بار ديگر تأكيد فرمودند كه به نماينده‌اي رأي دهيم كه به باندهاي قدرت و ثروت وصل نباشد. وظيفه هر مسئولي در جمهوري اسلامي حفاظت از منافع اسلامي و ملي و احقاق حق ملت است كه اين آرمان خطير در سايه استقلال همه‌جانبه مسئولين و بخصوص نمايندگان مجلس از اين باندهاي منفعت‌طلب محقق مي‌شود.

بديهي است كه اگر نماينده‌اي براي تأمين هزينه‌هايي كه با آن مواجه است مانند هزينه تبليغات انتخابات و يا براي تأمين مدرك تحصيلي و هرگونه نيازي كه نماينده شدن او و يا تثبيت دور نمايندگي او را استمرار مي‌دهد، وام‌دار شخص يا گروهي باشد كه صاحبان قدرت و ثروت هستند. تصميمات اين نماينده با تصميماتي كه اين باندها براي افزايش منافع، قدرت و ثروت خود اتخاذ مي‌كنند گره خواهد خورد و آنچه در اين ميان حق ملت است تضييع مي‌شود. البته باندهاي قدرت و ثروت چيزي جدا از احزاب سياسي هستند كه متأسفانه بعضاً احزاب سياسي خود دچار اين غفلت شده و جزيي از اين باندها محسوب شده‌اند.

شنيده‌ها حكايت از اين دارد، كه كانون‌هاي قدرت و ثروت در حال يارگيري نمايندگان موردنظر خود براي مجلس شوراي اسلامي هستند، لذا در اين مقطع از زمان وظيفه تمامي اصحاب قلم است كه با رصد دقيق اين تحركات، زمينه‌اي را فراهم نمايند تا نمايندگان مجلس آينده طبق فرمايش مقام معظم رهبري نماينده ملت باشند نه نماينده كانون‌هاي قدرت و ثروت. يادمان نرفته است كه بعضي از نمايندگان در ادوار مختلف مجلس به خصوص در مجلس ششم سعي در حفظ كرسي قدرت داشتند.

يكي ديگر از معيارهاي مهم و كليدي يك نماينده شجاعت است. نماينده‌اي كه خود به باندهاي قدرت و ثروت متصل نيست ولي تحت تأثير و ترس از اين باندها است نمي‌تواند از منافع و حق مردم دفاع كند. كسي كه در اثر تهديدات و تطميعات اين باندها پا پس بكشد نمي‌تواند به وظيفه نمايندگي خود به درستي عمل كند و در موقع لزوم فعل مناسب با آن لحظه را از خود نشان دهد.

اقبال جامعه به سمت گفتمان عدالت‌خواهي هم‌چنان در صدر توجهات محافل سياسي و رسانه‌ها قرار دارد و اينكه ملت ايران همچنان براصول اساسي انقلاب اسلامي پافشاري مي‌كنند. بي‌نظير و در خور توجه و تقدير است. بودند كساني كه اندكي پيش از اين و در زمان تكيه بر مسند قدرت، مردم شريف را قابلمه به‌دست‌هايي مي‌خواندند كه براي توزيع مرگ موش هم در صف مي‌ايستند. و چه شاهدي بهتر از اينكه امروز همان‌ها معترفند كه براي جلب توجه مردم بايد از شعارهاي انقلاب دم زد و بر آموزه‌هاي امام پافشاري نمود.

مسلماً منظورنظر همه ي دلسوزان و علاقه‌مندان نظام و انقلاب شكل‌گيري مجلسي قوي، نيرومند، صادق، بي‌آلايش، مؤمن، دلسوز و انقلابي است. ما مجلسي مي‌خواهيم كه عصاره‌ي فضائل ملت و درخور شأن مردم شريف باشد؛ مجلسي نمي‌خواهيم كه برخلاف دهه عدالت و پيشرفت، طرح دانشجوي پولي را تصويب كند، مجلسي نمي‌خواهيم كه يك ساعته وقف دانشگاه آزاد را با بيش از 250 هزار ميليارد تومان سرمايه‌ي عمومي به تصويب برساند ... اما طرح نظارت بر خود را شش سال در راه‌روها معطل نگه دارد.

ما مجلسي نمي‌خواهيم كه نمايندگانش با دو ـ دو گفتن به رئيس جمهور قانوني كشور (با در نظر گرفتن هر اشتباهي)، توهين كنند. ما مجلسي نمي‌خواهيم كه برخلاف قانون و عقل و شرع و ولايت، نظر رهبري را به رأي بگذارد.

گرچه نبايد به هيچ وجه چشم را بر زحمات و اقدامات مثبت مجلس بست ليكن مسير امور بايد به سمتي پيش رود كه كمترين اشتباهات در مجلس آينده اتفاق بيافتد.

ما نمايندگاني براي مجلس نهم مي‌خواهيم كه پيرو تفكرات و عملكرد شهيد آيت‌اله مدرس باشند.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 12:31 توسط رضا خدری| |

 مشاور معاون شهردارتهران درامور محيط زيست با اعلام اين كه آزبست منجر به بروز سرطان هاي ريه وحنجره مي شود ، افزود : ميزان آزبست هواي شهر تهران 60 برابر شهرهاي آمريكا و اروپا است .

به گزارش روابط عمومي معاونت حمل ونقل و ترافيك شهرداري تهران ، وحيد نوروزي افزود : الياف پنبه كوهي يا آزبست كه مي تواند به ذرات ريز و نامرئي با قطر كمتر از نيم ميكرون تبديل شود، هنگام تنفس به اعماق شش ها نفوذ مي كند و براي هميشه همان جا باقي مي ماند . وي همچنين اظهاركرد : با گذشت زمان اين ذرات بر اثر تحريكات مداوم مي توانند سبب بروز بيماري  آزبستوسيس و ابتلا به سرطان هاي ريه و حنجره شوند كه همه آنها در نهايت به مرگ فرد منتهي مي شود.

درشرايطي كه ميزان استاندارد آزبست درهوا صفر وعددي كه براي آمريكا و اروپا ارائه شده پنج صدهزارم فيبر بر ميلي ليتراست و به عبارتي ميزان آزبست هواي شهرتهران تا 60 برابر شهرهاي آمريكا واروپا است .

براساس مصوبه شوراي عالي محيط زيست كشور بايد طي 7 سال از 79 تا 86 به تدريج تمام محصولاتي كه درتوليد آنها از آزبست استفاده مي كردند حذف مي شد اما با وجود سپري شدن اين مهلت 7 ساله ، كارخانجات توليد محصولات آزبستي همچنان از اين ماده خطرناك استفاده مي كنند.

هم اكنون حدود هزاران تن آزبست در گمرك دپو و مجوز ثبت سفارش آن سال گذشته صادرشده و سازمان محيط زيست بايد از قدرت حاكميتي خود به نفع مردم استفاده كند تا كسي به خود اجازه ندهد با سلامت و جان مردم بازي كند.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 20:19 توسط رضا خدری| |

چیری حدود یک دهه است که مقام معظم رهبری از لزوم تشکیل کرسی های آزاد اندیشی و نظریه پردازی درکشور، صحبت به میان آورده اند. ایشان با تاکید بر نقش آزاد اندیشی درتولید علم بومی وارتقای فرهنگ داخلی ، همواره تاکید وافری برایجاد و تثبیت چنین نشست ها و همایش ها دارند تا ازطریق آنها دانشگاه ها و پزوهشکده ها به محل واقعی بحث تخصصی بدل گردند و نه مهبط تشنجات سیاسی و عقیدتی . کرسی های آزاد اندیشی و نظریه پردازی عاملی درجهت نهادینه شدن تامل و تفکر درسطح جامعه می گردد و ازآنجا که بلوغ وتکامل هرتمدن وفرهنگ درنتیجه ارتقای سطح دانش ، علم و آگاهی بوده ، برگزاری چنین کرسی ها گامی خجسته درجهت ارتقاء سطح فرهنگی قلمداد می گردد و راهی مناسب برای دست یابی به تمدن نوین اسلامی

اندیشیدن ازازکان اساسی وجودی آدمی است .بالواقع بنا به نظرفلاسفه همچون ارسطو، انسان را تنها وتنها اندیشگری اش از دیگرجانوران مجزا می کند. پیشرفت ها وبهبود وضع زندگی آدمی نیز صرفا" به مدد همین توان اندیشگری است . اندیشیدن به انسان توان فرارفتن از وضعیت روزمره و تامل راجع به چرایی و چگونگی اوضاع و احوال خود را می دهد. از این رو وجهی بازنگرانه و انعکاسی دارد . اندشیدن به آدمی این امکان را می دهد تا وضعیت خود را درک کند، کاستی ها ونواقص را بیابد و درجهت اصلاح اموربکوشد . درجامعه ای که اندیشیدن طرد شود هیچ پیشرفتی صورت نمی گیرد و آن جامعه مهبط جمود وانحطاط می گردد.

اندیشیدن در سنت اسلامی سابقه ای درازآهنگ دارد به خصوص در تشیع ، پیامبر اسلام (ص) و امامان معصوم همواره منادی اندیشه و تفکر بوده اند. اساسا" باید گفت که اسلام دین تفکراست و این درجای جای کتاب آسمانی قرآن و آموزه های اولیا وبزرگان دین حنیف اسلام یافتنی است . انسان مومن با توصل به اندیشیدن به نشانه های باریتعالی پله های کمال را طی وبه سعادت نائل می آید. از این جنس گزاره ها در دین مبین اسلام به کرات یافت می شودواین نشان از جایگاه والای خرد وتفکر درفرهنگ اسلامی دارد.

مقام معظم رهبری ، ازچندین سال پیش ( بهمن ماه نه سال پیش ) ، ایده برگزاری کرسی های آزاداندیشی و نظریه پردازی را طرح نمودند و آن را گام اساسی درجهت نیل به آرمان های پیش رو درافق 1400 ارزیابی کردند. طرح مقام معظم رهبری شامل دو ایده بود نخست ، ایجاد و اشاعه کرسی های آزاد اندیشی ، ودوم برقرارنمودن کرسی های نظریه پردازی .

ایشان تاکید دارند که باید کرسی ها را برای آزاد اندیشی فراهم آوریم تا دانشجویان بتوانند نظرات ، افکارونقدهای سازنده خود را بیان کنند و مسئولان نیز راه حل هایی برای آنها بیابند تا در اثر این گونه هم اندیشی ها بتوان مشکلات را شناسائی و تا حد امکان مرتفع نمود. ایشان معتقدند که امروزآنچه ما به آن نیاز مبرم داریم تفکر آزاد است که با آن  فرهنگ و علم تولید خواهد شد و گسترش خواهد یافت و توسعه و پیشرفت واقعی تحقق خواهد یافت .

حضرت آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری از سوی دیگر تاکید خاصی برایجاد کرسی ها جهت نظریه پردازی دارند. این کرسی ها درواقع به معنای تولید نظریه های بومی با توجه به زمینه اجتماعی جامعه خودمان و ایجاد توان اجتهاد در بین پزوهشگران و اساتید علم مختلف به خصوص علوم انسانی است .

هدف از برگزاری این گونه کرسی ها ترغیب نخبگان و دانشگاهیان به حضور فعال در روند تولید علم است ، ازاین رو باید از سیاسی شدن آنها بشدت پرهیخت چون این کرسی ها تریبون آزاد سیاسی نیستند بلکه ماهیت آنها گردهمایی علمی وپزوهشی به منظور واکاوی و حل معضلات علمی وارتقای سطح دانش کشوراست .

علی رغم تاکید مقام معظم رهبری ، سرعت شکل گیری این گونه کرسی ها روندی کند و لاک پشتی دارد واین وضع اخیرا" به شدت مورد نقد ایشان قرارگرفت. درنتیجه می طلبد که متولیان این امرکه همانا قشر فرهیخته دانشگاهی و پزوهشگران کشورهستند این روند را تسریع بخشند تا هرچه بیشتر به افق ترسیم شده مقام معظم رهبری نزدیک شویم وبه بولید علم نائل آییم .

منابع :

1-     پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

2-     پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه جمعی از دانش آموختگان و پزوهشگران حوزه علمیه 6/11/1381

3-     سخنرانی معظم له دردانشگاه سمنان درسال 1385

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 18:41 توسط رضا خدری| |

 

سید عزیز، نماینده گرامی زادگاهمان ، پزشک محترمی که هم می توانیم مشکلات جسمی مان رابرای درمانش با شما مطرح نمائیم و هم اینکه مشکلات شهرمان را چون نماینده مردم درمجلس هستید با شما در میان بگذاریم تا نسبت به درمانش با شما مطرح رفعک مشلاتش اقدام بعمل آید.

آقای دکتر       من ازسالیان دور و حتی قبل از انقلاب ارادت خاص ومخلصانه ای نسبت به مرحوم پدربزرگوارتان داشته ودارم و همچنین نسبت به ارادتم در مورد برادربزرگوارتات حجت الاسلام سید دهدشتی امام جمعه سابق آبادان و فکر می کنم علاقه وارادتم را نسبت به خودتان می دانید.

من درعرض روزها و ماههای اخیر که نسبت به عملکرد هشت دوره نمایندگان مجلس شهرم ، آبادان سلحشور و ایثارگر و استان عزیزمان خوزستان مقاوم به ذهنم مراجعه می کردم چند عملکرد خوب شما درمجلس علاقه و ارادتم را نسبت به شما بیشترکرد که به تعدادی ازآنها اشاره می کنم.

1-     نامه اخیر شما که مضمون آن عذرخواهی ازمحضر مردم غیورآبادان درباره  رای اعتماد مجلس درباره ابقای مجدد دکتر حسینی وزیر اقتصاد بود که به زبان ساده عنوان می کنم نگارش نامه ای شجاعانه و درخورتحسین و تقدیراست .

2-     آوردن آب شوردربطری و نشان دادن آن به نماندگان مجلس و هیئت رئیسه مجلس بود که مسئولان دائم از شیرینی و سالم بودن این آب دم می زدند ولی شما با نشان دادن آب شور درمجلس فریاد و درخواست مردم آبادان را به گوش همه ملت ایران و همه مسئولان مملکت رسانیدید.

3-     موضوعی که به عنوان درددل با مردم کارون مطرح کردید و دربخشی از آن گفتید: .....شهرهای آبادان و خرمشهر که درپائین دست کارون قرار دارند با معضلات بیشتری روبه رو هستند . طی چند سال اخیرکاهش دبی آب و پیشرفت آب دریا شاهد شور شدن تدریجی آن هستیم . شاهد ازبین رفتن  3000000 ( سه میلیون ) نخل ، کشاورزی و مهاجرت هستیم . درجلسات متعدد نمایندگان استان خوزستان با دولتمردان بارها به این موضوع تاکید شده بود و درجواب وعده های امیدوارکننده ای که هیچ گاه عملی نشد شنیده ایم . علی رغم میل باطنی ناچار شده ایم از تریبون مجلس زبان به التماس ، خواهش ، گلایه ، اعتراض، تذکر، سئوال و استیضاح بگشاییم . اما بازهم نتیجه ای نداشت، بنا دارند آب را ببندند ( طرح بهشت آباد ) . بنا برسوگندمان که حافظ منافع مردم و نظام هستیم ، آیا دفاع ازاین مردم ایثارگر و شهید پرور و مقاوم بخشی از مصالح نظام نیست ؟ پس تکلیف چیست ؟ شما جای ما بودید ، چه می کردید ؟

دکتر دهدشتی عزیز اگر من جای شما بودم همین کاری را می کردم که شما در حال انجامش هستید اینقدر پافشاری می کردم که در زمستان هم عرق پیشانی ام خشک نشود. مرحبا و درود برشما.

4-     مطلبی که فرمودید : مناطق آزاد حیاط خلوت برخی جریانات شده و درتذکرشفاهی گفتید : که چرا جور تخلف بعضی ازمسئولان و نورچشمی ها درمنطقه آزاد را باید مردم آبادان وخرمشهربکشند . و ......دردامه .....برخی مسئولان و افراد خاص دراین مناطق اقدام به خروج غیرقانونی اتومبیل های آنچنانی می کنند و همین امر باعث شده که مرخصی ها لغو شود .  مردم وساکنین عادی این مناطق چه گناهی دارند که نمی توانند از مرخصی قانونی که برایشان درنظر گرفته شده استفاده نمایند.

آقای دکتردهدشتی و من این نکته را اضافه می کنم که منطقه آزاد جولانگاه عده ای از مدیران شده که امروز برصندلی مدیران لایق قبلی تکیه زده اند و فقط به فکر پرکردن جیب هائی هستند که هیچوقت پر نمی شود.

5-     و موضوعی که درباره خبرنگارن عنوان کردید . واقعا" دلچسب و بحث روز امروز خبرنگاران آبادانی وخرمشهری و خوزستانی است : " خبرنگاران باید مشکلات و انتقادها را آزادانه بیان کنند." واینکه قشر خبرنگارو اصحاب رسانه از برجستگان جامعه بوده ودرمسایل مختلف کشور بسیارتاثیرگذارند ، خوشبختانه آبادان با وجود خبرنگاران بسیارفعال و برچسته نسبت به دیگر شهرستان ها پیشرو بوده اما باز هم نسبت به جایگاه اصلی فاصله دارد و ....اینکه انگیزه مهاجرت را باید از آنها  زدود.

آقای دکتر دهدشتی شما علاوه بر نمایندگی درمجلس ، مدیرمسئول نشریه 5 مهرهم هستید و خودتان یک فرد مطبوعاتی و صاحب نظر درامور رسانه ای می باشید . من به شما تبریک می گویم که نشریه 5 مهر با سردبیری دوست عزیزمان آقای امیرلک ، روز به روز و هفته به هفته پر محتواتر وپربارتر می شود ودراین مدت کوتاه که از عمرنشریه 5 مهر می گذرد به خوبی توانسته زبان گویای مردم باشد و من به عنوان یک روزنامه نگار قدیمی و خبرنگار جبهه و جنگ دراین مورد به شما و آقای امیر لک تبریک می گویم .

و درآخر درخواستی ازحضرتعالی به عنوان یک شهروند و روزنامه نگارقدیم دارم که پیگیر این موضوع باشید ، چرا شهردار آبادان بخاطر یک انتقاد سازنده وعادی از آقای کوروش کرم پور شاعرجوان و تحصیلکرده که درحال حاضر نیز دانشجوی کارشناسی ارشد می باشد  و مدیرمسئول نشریه یادگاری که یک نشریه فرهنگی و اجتماعی است به دادگاه شکایت کرده ، هرچند که مقامات محترم قضائی با دقت لازم انشاالله پرونده را مورد بررسی قرار خواهند داد و دراین میان مشخص خواهد شد که حق با کیست ؟ ولی عملکرد شهرداری با شکایت از مدیرمسئول نشریه یادگاری عملی است که مورد پسند و خوشایند جامعه مطبوعات و مردم و دلسوزان جامعه نیست و حتی شهردار آبادان درمورد سئوالات جامعه مطبوعات آبادان که تبدیل به مطالبات مردم شده است ، مهرسکوت بر لبان خود زده است .

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 18:37 توسط رضا خدری| |

مشکلات شهری دراهواز روز به روز درحال گسترش است ودراین بین شیوه پاکیزه و تخلیه کردن فاضلاب های شهری دراین شهر منحصر به فرد است .

به گزارش خبرنگارمهر، فاضلاب های روبازشهری دراهواز به وفور دیده می شود درصورتی که دربرخی شهرهای ایران مدت هاست که فاضلاب روباز دیده نمی شود . مردم این کلانشهر ازبابت وجود این فاضلاب ها به شدت در تنگنا هستند ولی درکنارتمامی مشکلاتی که وجود این فاضلاب ها برای مردم به بار می آورد نوع تخلیه آنها هم عجیب و به دورازبهداشت فردی است و معضلات فراوانی برای اهالی مناطقی که دارای فاضلاب روباز هستند به همراه دارد.

به علت نبود وسیله وخودرویی خاص برای  تخلیه فاضلاب های روبازشهری ، کارگران شهرداری اهواز ابتدا لجن های چند هفته ای و درمواردی چند ماهه  را درخیابان تخلیه می کنند زیرا به علت مخلوط بودن این مواد با آب انتقال آن با وسیله ای میسر نیست .

این لجن های تخلیه شده ، یک تا 3 روز درخیابان ها و کوچه ها رها می شود تا کاملا" خشک شود وبعد با وسیله های مختلف توسط کارگران حمل می شود ، اما لجن ها درمعابر که غالبا" سه روزه است باعث مشکلات زیست محیطی و بهداشتی فراوانی می شود زیرا این معابر، مسکونی و محل رفت و آمد و بازی کودکان است .

 به علت نبود امکانات تفریح دراین مناطق اهواز، کوچه و دویدن درآن تنها محل تفریح و بازی بچه ها به شمار می رود به همین دلیل در روزهایی که کوچه ها و خیابان ها مالامال از لجن های رها شده برای خشک شدن است ، کودکان درنخستین گام خروج از منزیل به سمت این لجن ها می روند و آنها وسیله بازی کودکان این مناطق اهواز می شوند.

خالد بالدی ساکن منطقه ای به نام کانتکس دراهواز دراین خصوص می گوید : واقعا اینگونه رفتارها با مردم سخت وغیرقابل تحمل است و بارها این موضوع را به مدیران شهری اهواز گوشزد کرده ایم ولی آنها گفته اند راه دیگری برای تخلیه این فاضلاب های روباز وجود ندارد.

وی می افزاید : بارها فرزند خردسالم همبازی این لجن ها شده و این وضع برای کود کان سایر مردم نیز دیده می شود .

اما معضل دیگری که هنگام ماندن لجن درخیابان ها و کوچه ها دیده می شود این است که خودروهای عبور دراغلب موارد مجبوربه عبور از روی آنها می شوند که این امرباعث می شود کل خبابان وکوچه به این لجن آغشته شود وصحنه هایی چندش آور خلق کند.

عدنان حزباوی یکی ازاهالی دراین خصوص می گوید : دربسیاری ازموارد کارگران وقتی بعدازچند روز برای جمع آوری لجن های مانده روی زمین مراجعه می کنند حتی به نصف آنها نیز نمی رسند یا اینکه مجددا" به درون جوی ها بازگردانده شده است . وی تصریح می کند : من دراین مدت سعی می کنم اجازه ندهم اعضای خانواده ام  به خصوص فرزندانم به کوچه بروند زیرا می دانم ماندن این لجن ها چه عواقب خطرناک بهداشتی به همراه دارد.

خلق صحنه هایی چندش آور ناشی ازتخلیه لجن های فاضلاب درخیابان باعث شده میهمان ها وافرادی که از سایرشهرها به این مناطق می آیند با حالتی تعجب آمیزبه این صحنه ها نگاه کنند که این امرباعث آزاربیشتر مردم این مناطق اهوازاست .

پیگیری ها برای گفت وگو با کارشناسان مرکزبهداشت برای اطلاع ازعوارض و مشکلات زیست محیطی و بهداشتی تخلیه لجن ها درخیابان ویکی ازاعضای روابط عمومی این مرکز با بیان اینکه این مسئله به سازمان محیط زیست مربوط است از گفت وگو برای بیان مشکلات بهداشتی اینگونه فعالیت ها خودداری کرد.

سکوت سازمان های دیگر متولی این امردراهواز ازعوامل قابل ذکر جرات یافتن برخی سازمان ها برای تهدید سلامت مردم است .

اما درمطالعات علمی ، اعلام شده که فاضلاب محلول رقیقی است که 9/99 درصد آن را آب و فقط 1/. درصد آن را مواد جامد تشکیل می دهد که بخشی ازآن مواد آلی و بخش دیگر مواد معدنی به حالت محلول یا معلق در آب است . بوی بد فاضلاب اغلب به علت مواد آلی موجود درآن است . این مواد بیشتر قابل تجزیه توسط میکروب ها هستند که دراثرآن بوی نامطبوع ایجاد می شود.

متخصصان محیط زیست ، لجن های فاضلاب را درشمارمواد زائد خطرناک طبقه بندی کرده اند و تثبیت آنها را قبل از استفاده مجدد درکشاورزی و آبیاری و دفع مورد تاکید قرار داده اند.

لجن فاضلاب محتوای بسیاری از آلاینده های آلی ومعدنی از جمله انواع زیادی از میکروارگانیسم های بیماری زا، مواد فساد پذیر وتخم انگل هاست ورها کردن این ماده درمحیط منجر به اشاعه بیماری های عفونی و تخریب محیط زیست خواهد شد.

و اما قصه فاضلاب درشهرهای آبادان وخرمشهر

متاسفانه همین موضوع نیز به حدوفور درکوچه پس کوچه های شهرهای آبادان و خرمشهر نیز به چشم می خورد و الان که درآستانه باران های پائیری قرارگرفته ایم با کوچک ترین بارش باران به علت مشکلات فاضلاب کوچه ها وبعضی ازخیابانهای این دوشهرمسدود می شود و مردم هرساله با این معضل اساسی روبه رو هستند و سلامت کودکان درمعرض خطراست .

یکی ازاهالی منطقه پیش ساخت کوی سوم خرداد اظهارداشت : با کوچک ترین بارندگی، فاضلاب و لجن اطراف منازل ما جمع می شود وعلاوه براینکه بوی تعفن آن آزاردهنده است سلامت اهالی را نیز به خطر می اندازد. بارها به مقامات شهری مراجعه کرده ایم ولی هیچ مسئولی فکراساسی و چاره اندیشی رای رفع این معضل بعمل نمی آورد.

شعبانی که ساکن منطقه سده آبادان است می گوید : درشهرهای دیگرکه اسفالت خوب دارند ودرشهرشان مشکل فاضلاب وجود ندارد دعا می کنند که درفصل پایئز باران بیاید تا ازریزش آن لذت ببرند و هوا لطیف و صاف شود اما ما درمنطقه سده آبادان دل مان نمی خواهد باران بیاید چون روزی که باران می آید بعلت مسدود شدن راههای فاضلاب و جاری شدن فضولات درکوچه هایمان عذاب می کشیم و این قصه تکراری هرساله نیز تکرار می شود. نمی دانیم به کدام مسئول مشکلات مان را بگوییم چون حل نشدن مشکلات فاضلاب برای آنان هم عادی شده است .

.......و اما دریکی ازشهرهای جنگزده خوزستان هوا گرفته بود و باران می بارید . کودکی که درزیرباران دربین لجن های کوچه شان گرفتارشده بود آهسته گفت : خدایا گریه نکن روزی شهر ما هم درست میشه .

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 18:35 توسط رضا خدری| |

حضرت امام صادق (ع) : کسی که در ماه مبارک رمضان آمرزیده نشود ، تا ماه مبارک آینده بخشیده نمیشود مگر ، روز عرفه را درک کند.        امروز، ما راهم دعا کنید

 

آیت الله ممدوحی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ونماینده خبرگان رهبری : درروز عرفه با دعا می توان مقدرات خوب را ازآن خود کرد ، مرگ های بد را رفع کرده و شفای کامل گرفت . اما متاسفانه برخی ها در جاهای دیگری به دنبال اجابت خواسته هایشان هستند.

 

حجت الاسلام و المسلمین علیرضا بحیایی کارشناس مسائل مذهبی : اننسان باید به اجابت یقین داشته ودچار تردید نباشد.  امام سجاد (ع) می فرماید : از جمله گناهانی که موجب عدم استجابت دعاست ، عدم تصدیق به اجابت است .

 

حجت الاسلام و المسلمین محمد مهدی مرادی کارشناس مسائل دینی : طی روابات متعدد عنوان شده که در روز عرفه و درسرزمین عرفه آقا امام زمان (عج ) حضور دارند .  وقتی این همه فضیلت در کنارحضور

مولایمان وجود دارد ، مگر می شود دعایی اجابت نشود ؟

 

عرفه بهاری دیگر است که با خودش عطر رهایی از قیود دنیا می آورد . چیزی که این روزها من وتو به آن بیش از همیشه نیازمندیم . دلگرمی عظیمی درمیان این همه شلوغی ، این همه سردرگمی ، این همه به هردر زدن های بیهوده.

یکی آن سو چادر برسرکشیده و درخلوت با خود می گذارد اشک ها همچون بارانی ، کویر گونه هایش را سیراب کنند . آن  یکی دست به آسمان بالا برده و دربیان نیاز نام خواهران وبرادران دینی اش را بر نام خود اولویت می دهد و درانتهای این کاروان اویی نشسته که تا امروز امید توبه و بخشیده شدن نداشته است .

باران هم برچهره شهر نمی زده است و دراین حال وهوای پاکی همگان امید آمرزش و مغفرت دارند.

قرآن کریم می فرماید : آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت و با آن به سوی خدا بازگشت و خداوند توبه او را پذیرفت ، چه او توبه پذیر مهربان است
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 16:8 توسط رضا خدری| |
  حضرت امام خمینی (ره ) : آمریکا هیچ غلطی نمی کند

درسال ۱۳۵۸ دانشجویان عزیز پیرو خط امام با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا تو دهنی محکمی بردهان شیطان بزرگ زدند و آمریکائی ها را حسابی خوارو ذلیل کردند.  بهمین مناسبت ۱۳ آبان بنام روز مبارزه با استکبارجهانی وروز دانش آموز نامیده شد.

چندی قبل وزیر امورخارجه آمریکا درمصاحبه با رادیو بی بی سی به یاوه گوئی پرداخت و زیادتراز حد خودش صحبت کرد. همچنین در گنگره امریکا فرمانده عزیز سپاه قدس را تهدید به ترور کردند و کشوری که که خودرا ناجی حقوق بشر می داند در گنگره رسما" مقامات جمهوری اسلامی ایران را تهدید به ترور می کند البته این تهدیدات توخالی شیطان بزرگ آمریکای جهانخوار کوچک ترین خللی دراراده محکم مردم شریف ایران و مسئولان نظام جمهوری اسلامی پدید نخواهد آورد. و روز به روز اراده ملت ایران برای مبارزه با آمریکا محکم ترخواهد شد.

 درروز جمعه ۱۳ آبان مردم ایران با راهپیمائی خود یک بار دیگر تو دهنی محکمی به آمریکا خواهند زد.

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 15:3 توسط رضا خدری| |

به مقتضای شغلی ام که روزنامه نگاری است و همجون همه ملت عزیز ایران که ماههاست فکر وذکرمان معطوف به فساد مالی و اختلاس 3000 میلیارد تومانی شده است درروز استیضاح دکترحسینی وزیراقتصاد درمجلس شورای اسلامی ساعت ها پای رادیو نشستم وتمام مذاکرات مخالفان وموافقان وریاست جمهوری را مو به مو وکلام به کلام گوش دادم اما موقعی تاسف خوردم که متوجه دفاع غیرمنتظره و شوکه کننده رئیس مجلس شدم و این دفاع همه را مطمئن کرد که حسینی در دولت ماندگاراست .

من به عنوان یک فرد عادی این مملکت به حرف های مخالفان که گوش می دادم وبا توجه به گزارشات کمیسیون اصل 90 دل براین خوش داشتم که هرکدام ازاین انتقادات می تواند باعث عزل وزیراقتصاد بشود وبقول قدیمی ها اگراین استیضاح وعزل وزیراقتصاد برایمان نان نمی شود حداقل آب می شود و دل مان خنک می شود برای جلوگیری مجدد ازفساد مالی وبی بند وباری ها درسیستم های مالی بانک ها. من بعنوان یک فردی عادی مملکت تشکر میکنم از 93 نفرنماینده ای که رای برعدم اعتماد دادند و خواستارعزل وزیراقتصاد بودند . به صراحت میتوان گفت که این یکی ازغیرقابل پیش بینی ترین استیضاح های ادوارمجلس بود. و به یاد نداریم که دراستیضاح های مختلف درادوارگذشته مجلس رئیس مجلسی این چنین از یک وزیری که درحال استیضاح است این چنین دفاع بکند. درهرصورت انشاالله که دکترحسینی با این حمایت علنی دکتر لاریحانی جبران مافات را بنماید وگرنه باز دل ما می شکند.

واما بشنوید ازدکتر امیدواررضائی نماینده مردم مسجدسلیمان که چندی پیش اعلام کرد: یک تخلف 3000 میلیاردی دیگر دربین راه است . این عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با بیان اینکه وزارت نفت دقیقا" روشن نکرده که چه میزان نفت و باچه قیمتی فروخته است . نسبت به تخصیص نیافتن سه هزار میلیارد تومان ازدرآمدهای حاصل ازفروش نفت به بخش درمان انتقاد کرد و همچنین افزود: بانک مرکزی نیزاعلام نکرده که چقدر دریافت و به خزانه وارد کرده است .

امروز هم علی مطهری درمجلس اعلام کرد چرا هیئت رئیسه مجلس درباره سئوال از ریاست جمهوری اینقدر تعلل می کند وبه درخواست نمایندگان مردم گوش نمی دهد.

همچنین حجت الاسلام پورمحمدی ریاست سازمان بازرسی درجمع دانشجویان اعلام نمود:

ادعایی (معرفی 314 متخلف اقتصادی ازسوی رئیس جمهور) شده که یک مقداربه بلوف نزدیک است و گرنه کسی که ادعا کرده سندش را به مرجع رسمی اش که ما هستیم ارائه دهد.

شاید رئیس جمهور تصور نمی کرد انتقادات یارانش به عملکرد سازمان بازرسی کل کشور سبب شود تا مصطفی پورمحمدی که روزی درکابینه او لقب مردم خاموش را داشت ،این چنین به او گلایه کندو بخواهد که از ارائه آمار غلط با هدف غوغا سالاری خودداری کند. پس از افشای تخلف اقتصادی 3 هزارمیلیاردی چالشهای میان دولت وسازمان بازرسی به حدی بالاتراز گذشته رسید.

انشاالله با این اتفاقات خداوند همه را به راه راست هدایت فرماید و عاقبت ما را بخیرگرداند.
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 14:53 توسط رضا خدری| |

68 درصد از ازدواج‌های صورت گرفته در یکی از تالارهای مشهور تهران(باشگاه فرمانيه)، منجر به طلاق شده است.

این آمار، همه حکایت از این دارد که 68 درصد از کسانی که جشن ازدواج خود که را در این تالار برگزار کرده‌اند، گفته‌اند زندگی‌شان حتی دوام یکساله نداشته و در نهایت از یکدیگر جدا شده اند. بنابر این گزارش، طی یکسال گذشته بیش از 350 مراسم ازدواج در تالار فوق انجام شده است، که هزینه‌های هر مراسم از 150 میلیون فراتر بوده است.

شایان ذکر است برخی از چهره‌های اقتصادی و حتی ورزشی کشور نیز جشن های عروسی خود را در این تالار برگزار کرده‌اند.

"ع .د" که از سرشناسان عرصه ورزش کشور محسوب می‌شود، مراسم ازدواج خود را در این تالار برگزار کرده است.

در برخی از ازدواج‌های این تالار که در منطقه فرمانیه تهران قرار دارد میزان مهریه در نظر گرفته شده، سکه بهار آزادی به ارتفاع قله هایی همچون هیمالیا(8000متر) و دماوند(5610) بوده است.

این اطلاعات در حالی فاش می‌شود که مدیریت تالار مذکور قصد داشته است از کسانی که طی یکسال اخیر در تالار فوق مراسم خود را برگزار کرده‌اند، دعوت به عمل آورده و طی یک جشن تحت عنوان یکسالگی زندگی، از آنان تقدیر به عمل آورد که متوجه می‌شود 68 درصد از ازدواج‌های انجام شده در تالار منجر به طلاق شده است.

شایان ذکر است در یکی از این جشن‌های عروسی، ارزش تقریبی خودروهای میهمانان حاضر در تالار، 17 میلیارد تومان برآورد شده است.

نوشته شده در سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 18:37 توسط رضا خدری| |

 تصادفات شدید جاده آبادان – بندرماهشهر مرتب خانواده ها را داغدارمی سازد و درهرتصادفی دراین جاده باریک جان تعدادی از شهروندان آبادانی وخرمشهری و مسافرانی که ازاین جاده تردد می کنند را می گیرد، جان جوانانی را که سرمایه های این مملکت هستند.

این جاده باریک وقدیمی که صد کیلومترطول دارد حدود یک قرن پیش در زمان ویلیام ناکس دارسی که چاههای نفت خوزستان حفاری شد بخاطر احداث پالایشگاه آبادان کشیده شد . متاسفانه دریک قرن گذشته این جاده بر اثر بی توجهی همچنان به حال خودش رها شده است .

این جاده باریک دراذهان عمومی مردم خوزستان بنام جاده مرگ معروف است .

من خودم بعنوان خبر نگار  برای تهیه گزارشی ازاین جاده که به جنوب خوزستان رفته بودم متاسفانه شاهد بودم که سه دستگاه اتومبیل سواری دراین جاده با هم تصادف کرده بودند و شدت تصادف به حدی بودش که جنازه ها را نمی توانستند از یکدیگر تفکیک کنند. ارنکات جالب وگفتنی اینکه درمسیراین جاده اولین شهری که قراردارد سربندراست که فاصله اش تا آبادان 80 کیلومتراست و دراین مسافت طولانی نه جایگاه پمپ بنزینی وجود دارد و نه رستوران و قهوه خانه ای و نه کیوسک تلفن و نه ازوجود آمبولانس و پایگاه امداد خبری است و باز با کمال تاسف اینکه اصلا" درخوزستان هلیکوپتر امداد وجود ندارد.

باز یادم است چند سال پیش با حضوروزیر اسبق وزارت راه وترابری و مسئولان بلند پایه خوزستان وتعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی گلنک احداث این جاده برای ساخت اتوبان برزمین زده شد و شرکت نفت نیز مبلغ 50 میلیارد ریال برای احداث این اتوبان به وزارت راه کمک کردولی تا امروز این گلنک همچنان بر فرق سر ما کوبیده می شود.  درزمان هشت سال دفاع مقدس وحصر شهرستان آبادان مردم سلحشور آبادان برآتش مزدوران بعثی خون شان برزمین ریخته می شود وامروز خون فرزندانشان اسفالت جاده آبادان – بندرماهشهررا رنگین میسازد و روز به روز داغ دل ما بیشتر می شود.

 

امروز که این مطلب را می نویسم  8 آبادان ماه سالگرد حماسه ذوالفقاری تجلی غیرت و جوانمردی مردم سلحشور آبادان است بهمین مناسبت یاد شهدای عزیز عملیات ذوالفقاری را گرامی می داریم و ازریاست جمهوری و وزیر مسکن وشهرسازی وراه ترابری درخواست می نمائیم تا باز عده دیگری درجاده آبادان – بندرماهشهر کشته نشده اند فکری عاجل برای اتوبان کردن آن بنمایند.

نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 14:32 توسط رضا خدری| |

 حضرت امام خمینی (ره) : ورزشکاران باید به علی (ع) اقتدا کنند

مقام معظم رهبری : همه آحاد مردم باید ورزش را جدی بگیرند

رئیس جمهور: ورزش می تواند عظمت ملت ایران را به تصویر بکشد

 مدتهاست که درفوتبال کشورمان بحث مافیای اقتصادی و زدوبندهای پشت پرده برای پارو کردن بودجه بیت المال است آخه اکثر تیم های فوتبال ما درلیگ برتر دولتی هستند و با سرمایه وبودجه دولت اداره می شوند و هرفصل پول های کلان و سرسام آورونجومی به بعضی از فوتبالیست های تازه به دوران رسیده می دهند که متاسفانه درسایر رشته های ورزشی به ورزشکاران چنین بهائی نمی دهند.اخیرا" در ویژه نامه  ایران ورزشی ضمیمه رایگان روزنامه ایران مورخه شنبه هفتم آبان ماه مطالبی درزمینه های رونق دلال بازی درفوتبال ایران و رد وبدل شدن رشوه های کلان خواندم که سرم سوت کشید ونزدیک بود دیوانه شده وسنگ کوب کنم .   درذیل عناوینی ازاین افتضاحات رشوه و حق وحساب بگیرها را به نگارش در می آورم تا شما هم به قضاوت بنشینید:

-         فوتبال کارخانه ای و تولید فساد به قلم ابراهیم زاهدی مطلق

-         عزیز محمدی : من به یازیکنان لیگ برتری 100 میلیون هم نمیدهم شاید کالچوپولی درایران هم اتفاق بیافتد.

-         اتفاقات تکان دهنده از سوء استفاده جریان دلالیسم از مدیران فوتبال – از پادویی دلال ها تا فیلم حضور مدیرعامل در میهمانی ساختگی به قلم سینا سپهر

-         یک میان پرده و پنج پرنده از سایه های دلالیسم فوتبال ایران به قلم حمید رضا صدر

-         علیرضا علیپور: کنفدراسیون فوتبال آسیا از ما خواسته با زدوبند ، دوپینگ و تبانی مبارزه کنیم . به AFC تعهد کتبی دادیم تا فوتبال ایران تعلیق نشود

-         آهای قانون کجائی ؟  به قلم حمیدرضا عرب

-         بهمن فروتن : سیستم نو استثماری ، دلالی را به فوتبال ایران صادرکرد

-         مسعود عنایت رییس سابق کمیته داوران :  داور نباید گدا باشد

-         اصفهانیان :  گفتند 200 میلیون می دهیم تا پگاه به لیگ برتر صعود نکند . چک رشوه 100 میلیونی را برای غیاثی فرستادم.

-         غیاثی : شما دوباره از ایشان بپرسید  حرف های اصفهانیان درباره چک کذب است

-         داوری که هنوز درلیست بین المللی قرار دارد  ازجعل مدرک تحصیلی تا گرفتن ریو

-         درترمینال چه گذشت ؟ جا ماندن از هواپیما و دلالی که فاش شد

-         فساد در فوتبال نامتعارف نیست    تاج : ساعت 10 شب مچ گرفتیم .

-         ازشاغلام تا مرام نامه دلالی ....به قلم حمیدرضا افتخاری

-         فصل جدیدی از دیدگاه های مجید جلالی حول محور فوتبال پاک ،  دلال ها شبکه های قدرت تشکیل داده اند.

-         واعظ آشتیانی : دزد می دود و می گوید دزد را بگیرید .  دلالی را می شناسم که فصلی یک میلیارد درآمد دارد.

-         شهراد ناظمی :  مدیرعاملی را می شناسم که 70 تا 80 درصد قرارداد چند بازیکن را برای خودش برداشته است .   دلال ها راحت اخاذی می کنند ما براساس قانون کار می کنیم

-         بازخوانی تخلفات مالی یک مدیرعامل سرشناس لیگ برتری   پول های زیرمیزی دردساز شد

-         گفت وگوی صریح با دلالی که دستگیرشد  با شهامت می گویم اشتباهات بزرگ و کارهای غلطی انجام دادم. افرادی را می شناسم که امسال نتیجه 6-5 بازی را تغییردادند به قلم حسین قهار

-         توصیف فریدون صدیقی از روزنامه نگاری ورزشی :  ورزشی نویس حق سهم خواهی از پول فوتبال را ندارد.

-         مجید رضاییان مدرس ارتباطات از رسالت گمشده خبرنگاران می گوید : درآموزش های روزنامه نگاری چیزی به نام اخلاق وجود ندارد. 2 دهه از پیشنهادم برای ارائه درس اخلاق روزنامه نگاری می گذرد.

-         محمد رضا زائری :درعرصه های کلان دییگر فسادهای درشت تری وجود دارد .  رسانه از اتفاقات فوتبال بازی خورده است

-         وسوسه شهرت و اسکناس به قلم جواد حسینی

-         خارجی های به درد نخور و خاطرات شیرین از محبوب ترین تیم  فوتبال ایران .  چگونه پرسپولیس دلال ها را پولدار کرد.

-         علی کریمی : من بدون واسطه و دلال به اینجا رسیدم . یک کتانی میخی داشتم هم برای میهمانی و هم برای  فوتبال

-         مهدی مهدوی کیا : دلال ها نمی توانند سمت من بیایند.

-         وحید هاشمیان : در آلمان هیچ دلالی ندیدم اما در ایران ....

دوستان عزیزم که این مطالب را دروبلاگ من میخوانید امیدوارم مثل من با خواندن عناوین فوق الذکر سرسام نگیرید و مثل من گیج نشوید من به حال خودم و دوستان روزنامه نگاری مثل خودم غصه میخورم که با داشتن تحصیلات دانشگاهی دررشته روزنامه نگاری وعلوم ارتباطات و بیش از 43 سال قلم زدن درمطبوعات امروز که سن مان ازمرز 60 سالگی گذشته هیچ آهی دربساط نداریم که با ناله آن سودا کنیم . امروز که چندین کتاب درباره دفاع مقدس و سلحشوری رزمندگان اسلام نوشته ام برای چاپ کتابهای جدیدم درزمینه خاطرات شهدای عزیزمان و خاطرات جانبازان و رزمندگان در به در به دنبال وام هستم و نمی دانم با این وضعیت عمری برایم باقی می ماند که کتاب های جدیدم را درباره جنگ تحمیلی چاپ ومنتشر نمایم ویا اینکه حسرت به دل خواهم ماند.

                                                                                   رضا خدری

                                                                خبرنگار وعکاس جبهه و جنگ

نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1390ساعت 18:23 توسط رضا خدری| |

 

منطقه آزاد اروند مدتهاست عروس هزارخواستگار شده درظرف سه چهارسال گذشته متاسفانه شاهد تغییرات پیاپی درسطوح مدیریتی این سازمان عریض وطویل بوده ایم و همین تغییرات و بکارگماردن مدیران نالایق بجای مدیران لایق باعث پس رفت و رکود درمنطقه
آزاد اروند گردیده است .

چند سال پیش شاهد بودم که یکی ازبهترین مدیران آنرا بنام دکتر محمدرضا عباسی رزمنده جانباز و بچه اصیل آبادانی و خرمشهری را که دارای بهترین مدرک تحصیلی درسطح عالی و با تجربه وکارکشته درامورمدیریتی بود به یکباره و به علت واهی  کنارزدند وبعد ازایشان کسانی را برمسند مدیریت منطقه آزاد منصوب کردند که حتی مدرک تحصیلات دانشگاهی نداشتند و چند ماه پیش نیز مدیرآن بعلت فساد مالی روانه زندان شد .

دراین مدت همیشه دراین فکربودم که چرا دکترعباسی را تغییردادند و دراین مدت چندسال این سئوال ذهنم را مشغول کرده بود تا اینکه چند روز درجائی مطلبی خواندم ازاین جانبازبزرگوار که  به شدت مرا تحت تاثیر قرار داد وی چنین عنوان نموده است :

دلیل برکناری من درمنطقه آزاد اروند مقاماتی در ریاست جمهوری بودند.

برای اولین بار می خواهم یک واقعیتی  را به شما بگویم که دلیل برکناری من درمنطقه آزاد اروند این آدم های دون پایه و تمامیت طلب و انحصارخواه شهرستان و استان نبودند. مقاماتی بودند که درریاست جمهوری حضور داشتند . نها یک رۀآنها یک روز ما را دعوت کردند به دبیرخانه منطقه آزاد و با دستور شفاهی ازما خواستند بخشی از پول هایی را که این جا تولید کرده بودیم و باید برای منطقه و مردم منطقه خرج می کردیم ، بفرستیم به منطقه ای دیگر. مردم دیده بودند که کارگاه ها درحال فعال شدن است وجوانان شان مشغول کار می شوندو رونق به شهر بر می گردد . حالا ما این پول ها را برداریم بدهیم به یک جای دیگر ؟  آن هم براساس یک دستورشفاهی ؟ گفتم : این کارقانونی است ؟ آن ها هم گفتند بله ، این کار کاملا" قانونی است . گفتم اگر قانونی است بنویسید و به صورت مکتوب به من ابلاغ کنید . گفتند : اگر بنویسیم شما چکار می کنید ؟ گفتم : اگربنویسید من اجرا نمی کنم و شسما هم رئیس من هستید و من را عزل می کنید . آقایان هم دیدند که اگر من را عزل کنند این موضوع خیلی برایشان گران تمام می شود. پس دنبال پیاده نظامی می گشتند که مقاصدشان را عملی کنند . آن ها هم متاسفانه کسانی بودند که به ظاهر نمایندگی مردم را برعهده داشتند ومصاحبه می کردند که : " کسی باید مدیر منطقه آزاد باشد که سطح او در حد معاون وزیرباشد ".  غافل ازاین بودند که من در سوابقم سطح و پست هایی داشتم طبق تعبیر قانون هم تراز با معاونت وزیربود. بعد یک کسی را آوردند که حتی بلد نبود نامه پاراف کند. اول آن شخص را بردند منزل خودشان و با او به توافق رسیدند . کسی را آوردند که حتی دیپلم نداشت . یک بار هم مصاحبه نکردند که این کیست و درچه سطحی است وچه می کند ؟  چون منافعشان این دفعه حفظ شده بود. منافعشان وانحصار طلبی شان و خواسته هایشان با  وجود من حفظ نمی شد و تمام مردم شهر و روستا های این منطقه به این موضوع کاملا" واقف بودند.

 با تشکر از دوست عزیزم  آقای امیر لک سردبیر نشریه پنج مهرآبادان برای تهیه مصاحبه با دکترعباسی

نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 19:19 توسط رضا خدری| |

دکترفریدون عباسی در  کوچه های احمد آباد آبادان رشد کرد بزرگ شد به تحصیلاتش ادامه داد و براثر جدیت وکوشش توانست برمسند سازمان انرژی ایران تکیه بزند و افتخار بزرگی باشد برای زادگاهش آبادان که زادگاه ما هم است .

دکتر عباسی روز هشتم آذرماه زمانی که با شهید دکترشهریاری در دانشگاه قرار داشت . منافقین و مزدوران اجانب ایشان را درنزدیک منزل شان و دکتر شهریاری را درنزدیکی دانشگاه ترور کردند که دکترشهریاری دراین ترور ناجوانمردانه به فیض شهادت نائل گردید و دکتر عباسی نیز مجروح گردید .

دکترعباسی یکی ازبزرگترین دانشمندان هسته ای است که درجنگ تحمیلی درجبهه های جنوب نیز حضوری فعال وچشمگیرداشته است و امروز نیز افتخار کشورجمهوری اسلامی ایران است .

وی در باره روش هسته ای درآنالیز چنین اظهارداشته است :

شهید دکترشهریاری  بسیار علاقمند بود کارهایی را که معمولا آمریکائی ها و انگلیسی ها درصنعت نفت انجام می دهند را خودمان به صورت بومی انجام دهیم . چند ماه قبل ازترور به اتفاق به آبادان رفته بود یم و جلساتی با مسوولین پالایشگاه آبادان داشتیم پیرامون استفاده از روش هسته ای در آنالیر یا سیستم های تشخیصی که دارای کاربردهای صنعتی رادیو ایزوتوپ می باشند. این رشته ای بود که خود شهید دکترشهریاری در کشور ما طراحی ، تاسیس و راه اندازی کرد. با پژوهشگاه صحبت کردیم ، قرار بود کار مشترکی با پالایشگاه آبادان انجام بدهیم که متاسفانه شهادت ایشان این امکان را ازما گرفت .

دکتر فریدون عباسی درباره نقش مدیریت مخصوصا در استان خوزستان چنین نظریه و عقیده ای دارد:

البته مدیریت مهم است ، باید مدیریت حرکت سازوجود داشته باشد. باید کسی مدیر باشد که مشخصات مدیران حرکت ساز را داشته باشئ. وقتی امکانات خوزستان ، زمین های خوزستان ، صنعت نفت ، نیروگا ه ها را در نظر می گیریم ، باید استاندار آن یک رییس جمهور کوجکتر باشد ، فرماندار وشهردار هم همین طور، مردم باید نمایندگان مجلس و اعضای شورای شهرستان را طوری انتخاب کنند که هم عرق منطقه را داشته باشند و هم  سواد آن را ، تا بتوانند بر کار مسوولان نظارت کنند ، تا شهردار خوب تعیین کنند ، برای این شهردارخوب نباید محدودیت حقوقی داشته باشیم .  وقتی می خواهیم تحول ایجاد کنیم ، باید آدم های قوی و توانمند را ببر یم و هزینه ی آن را هم بپردازیم .

نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 19:17 توسط رضا خدری| |

سید شهیدان رسانه سید مرتضی آوینی :  که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آن است که زمان ، ما را باخود برده است و شهدا مانده اند.

 

هجدهمین نمایشگاه مطبوعات ازسوم آبان درمصلای تهران آغاز به کارکرد بهمین مناسبت یادی می نمایم از شهدای رسانه که درطول جنگ تحمیلی به قلم و زبان و دوربین خود صحنه های رشادت رزمندگان سلحشور اسلام را به تصویر می کشیدند . تا آنجا که ذهنم یاری کرده است اسامی تعدادی از این عزیران را به نگارش در می آورم و ازمحضر شهدای رسانه ای که نام شان را از قلم انداخته ام طلب بخشش می نمایم . امیدوارم در آخرت این شهدای عزیز شفاعت ما را بکنند تا گناه هایمان درپیشگاه خداوند متعال بخشیده شود.

-         شهید سید مرتضی آوینی

-         شهید غلامرضا رهبر

-         شهید مالکی

-         شهید حمید رحمتی

-         شهید سعید معتقد

-         شهید احمد محمدی

-         شهید اصغر طحانی

-         شهید یوسف نصوحی پور

-         شهید محمد حسن قریب طزره

-         شهید یوسف دقت

-         شهید حسن شاهچراغی

-         شهید جلال نوبهار

-         شهید احمد عسگری

-         شهید مرتضی چمن

-         شهید سید مهدی میرافضلی

-         شهید محمد رضا امانی

-         شهید عبدالحمید مرحمتی

-         شهید اسماعیل افراسیابی

-         شهید علی اکبر بادپا همدانی

-         شهید فتح الله زیان پناه

-         شهید محمود گلی

-         شهید علی قره تپه ای

-         شهید آیت سیفی

-         شهید محمد کربلایی احمد

-         شهید ابراهیم بهزادی

-         شهید مصیب درستکار

-         شهید رضا نوروزیان

-          شهید چمشید علی بخشی

-         شهید حسین شهرام فر

-         شهید محمود خدایی

-         شهید رضا طاهرخانی

-         شهید عبدالکریم نصیری

-         شهید رضا مقدم

-         شهید حسین هوشمند

-         شهید حسن اسدی

-         شهید حسن محمدی

-         شهید سپهدار ساجدی

-         شهید سید محمود سید علوی

-         شهید طهماسب شیخ حسنی

-         شهید مجید حجتی

-         شهید محمد علی جلالی

-         شهید حبیب قاسمی

-         شهید سید حسن شاهچراغی

-         شهید رجبعلی علمی نیک

-         شهید جواد خرمی

-         شهید بهمن سالمی

-         شهید محمد حسن کریمی نوبندگانی

-         شهید سید محمود صاره حسینی

-         شهید رسول کاظم نزاد

-         شهید حمید رضاتواضعی

-         شهید سید حمید حسینی

-         شهید محسن نقدی

-         شهید محمد رضا خوشنام

-         شهید کیومرث صفدریان

-         شهید بهرام عبدی

-         شهید ابوالفضل بابایی

-         شهید محمود رضا آقاجانی موچانی

-         شهید حسن علایی پور

-         شهید محمود صارمی

-         شهید علیرضا افشار

نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 16:42 توسط رضا خدری| |

مزدوران متجاوز درروزسوم وچهارم آبان ماه حملات گسترده خود را شروع کردند وبچه های خرمشهرعلیرغم خستگی باز درجنگ تن به تن بهرطریقی سعی می کردند ازتسخیر کامل شهر توسط دشمن جلوگیری نمایند و تا تیر به پیشانی شان نمی خورد از پای نمی نشستند. سختی هفته ها مقاومت هنوز درتن مجروح بچه ها بود. جنگ هرلحظه فشرده درغروب 5 آبان ماه 1359 غم سنگینی بر دلها حکمفرما گشت ... همه گریه می کردند ، دیروز آنجا بودیم وامروز دیگر از درونش خبرنداریم ، افق خرمشهر درکنار شط عزا گرفته بود. وای برما خرمشهر از دستمان رفت .... خانه من ، خانه تو ، خانه او، خانه ما همه در دست دشمن است .... عراق برویرانی دل ما وبرویرانی خانه هایمان جشن پیروزی گرفته بود.

علیرغم تمام رشادت هائی که بچه های خوب وفداکار وباغرت خرمشهری از خود نشان دادند ولی متاسفانه به علت نرسیدن نیروهای کمکی ، عراقی ها پس از یک آرایش کامل وجدید و با تجدید قوا وبا دراختیار گرفتن سلاح های بیشتر مجددا" از مرز شلمچه به سوی خرمشهر سرازیر شدند وبه نیروهایشان درکمربندی و خیابانهای خرمشهر پیوستند.

تر و سخت تر می شد. مزدوران بعثی دیوانه وار شلیک می کردند و پیش می آمدند . اززمین وآسمان گلوله می بارید و با شلیک گلوله های دشمن رزمندگان قلیلی که درشهربودند به خاک وخون می غلطیدند، رزمندگان اسلام با نفرات کم درمسجد جامع شهر متمرکز شده بودند وباز بچه ها را گروه گروه می کردند. این دفعه مسئله جدی ترازدفعات قبل بود. نیروهای ما دراثرنبردهای سخت روزهای اول تحلیل رفته بودند. درصورتی که عراقی ها تعداد بیشتری را دراختیارگرفته بودند .مسجد جامع این سنگر پایدارزمانه سنگر مقاومت شده بود. دلاوران شهر با اتکال به نیروی پروردگاربا یورش خود را به طرف تانک ها و نفرات عراقی شروع کردند. و باوجودی که شهر از اطرافغ و ازآن سوی اروند رود مرتب زیرشلیک گلوله های توپ وخمپاره قرارداشت و آتش صدامیان مرتب برسر مردم فرود می آمد مع الوصف عراقی ها به سختی وبادادن تلفات بسیار موفق می شدند کوچه و یا خیابانی را تصرف کنند . علیرغم همه جانفشانی ها ومقاومت مردم درخرمشهر متاسفانه درپنجم آبان خرمشهر عزیزومقاوم سقوط کرد.

درآن روز هولناک وتلخ و فراموش نشدنی اشگ غم ازدیدگان ما جاری بود. دوربین عکاسی ام در دستهایم میلرزید ، پاهایم سست شده بود . شاهد سقوط خرمشهرعزیز و دوست داشتنی بودم دیگررمق عکس گرفتن نداشتم . اندوه کشنده ای روی دوش بچه ها سنگینی می کرد. شهر دربخش غربی کاملا" سقوط کرده بود ، فقط منطقه کوتشیخ در دست ما بود. نخلستان هم می گریست ، همه می گریستند اما کسی جرات باورکردن ماجرا را نداشت . بچه هائی که سالم مانده بودند سراغ بقیه را ازیکدیگر می گرفتند ، عده ای ازمجروحان هنوز درشهر مانده واسیر چنگال بعثی ها شده بودند همه گریه می کردند. دیروز آنجا بودیم وامروز دیگر از درونش خبر نداریم ....

در آخرین دقایق غروب دوسه نفر با شنا از آن طرف خودشان را به منطقه کوتشیخ دربخش شرقی رساندند. هم می گریستند . هرکس درگوشه ای زانو غم به بغل گرفته بود. درآن حال به وضوح می دیدیم که اجنبی در خانه ما سنگر گرفته . دیگر صدای قهقهه کودکان از خیابان ساحلی به گوش نمی رسید ،؛ دیگر صدای بوق کشتی ها وحرکت موتورلنج ها بر روی کارون خون گرفته به گوش نمی رسید، دیگر صدای فروشندگان بازارسیف و بازار صفا را نمی شنیدیم ، دیگر ازجنب وجوش بندروگمرک و باراندازها خبری نبود. درآن غروب غم انگیر فقط گهگاهی صدای رگبار مسلسلی سکوت را می شکست ، خانه هایمان درزیر لگدهای خصم از فراق ما کمرشان شکسته شده بود. بچه ها جرات نگاه کردن به یکدیگر را نداشتند. آنان شبانه روز در آتش وخون با نداشتن امکانات و تجهیرات مردانه ایستاده بودند. خرمشهر با رنگین شدن سنگفرش هایش و با خون فرزندانش به تصرف دشمن درآمد . بچه ها بام به بام جنگیده بودند آنها درغروب 5 آبانماه از پنجره ایمان و ایثار به خرمشهر نگاه می کردند. آنجائی که حماسه مقاومت های خونینش در تاریخ جاودانه خواهد ماند.  بچه ها در آن روز تلخ وسنگین از ته دل فریاد برآوردند  خرمشهر – خرمشهر گر چه امروز در دست دشمن هستی اما به زودی آزادت خواهیم کرد.

پس از 31 سال که از سقوط تلخ خرمشهر می گذرد چند روز قبل درآرشیو مطالبم از هشت سال دفاع مقدس نوارصدای شهید جهان آرا که لحظاتی پس از سقوط  خرمشهر با صدای حزن آلودی ضبط کرده بودم مجددا" گوش دادم . کلمات و کلمات این شهید بزرگوار چنین بود :

" یکی ازبچه ها آمد طرفم گریه می کرد گفت : محمد چکار کنیم ما هیچ کس را نداریم ، بچه ها دارند از بین میروند . من بغلش کردم ، گفتم : نه ، ما خدا را داریم ، ما امام را داریم ، مطمئن باشید که ما پیروز می شویم".

پس ازسقوط خرمشهر ، فصل جدیدی درجنگ گشوده شد . عراق پس از گذشتن از رودخانه کارون با تسخیر روستای مارد ازطریق جاده اهواز- آبادان به سمت شهر آبادان پیشروی کرد و این شهر صنعتی وبزرگ را به محاصره در آورد.

پس ازهفته ها دوری ازخرمشهر و محاصره شدن آبادان با هلیکوپتر نظامی از طریق بندرامام خمینی مجددا" خودم را به آبادان رسانیدم . لحظه های پراضطراب و هیجان انگیزی بود، خلبان وپرسنل هلیکوپتر که همگی جمعی هوادریای نیروی دریائی بودند پس ازچند جمله صحبت کردن درباره موقعیت پرواز و خطرات احتمالی که ممکنست پیش آید با مسافران که هرکدام ماموریتی برای رفتن به آبادان داشتند با خوشروئی طوری رفتار کردند که هم فکر می کردند دارند به یک سفرتفریح می روند ، درصورتی که هرلحظه امکان داشت جنگنده های عراقی با آتش بارهای ضد هوائی آنها که دراطراف آبادان موضع گرفته بودند هلیکوپتر را سرنگون سازند ولی پس از ده تا پانزده دقیقه پرواز که هلیکوپتر نیز  درسطح خیلی پائین و از روی رودخانه بهمنشیر و.درحاشیه نخلستان ها عبور می کرد وارد خاک محاصرگردیده آبادان شدیم .

در لحظه ورود به شهر همه گریه می کردیم برای ضربه هائی که کافران مزدور برپیکر شهر وارد آورده بودند ، گریستیم برای ویرانه هائی که ارمغان توپ و  خمپاره های صدامیان بود، گریستیم برای کوچه پس کوچه های احمد آباد – ذوالفقاری – بهمنشیر- امیری – خیابان زند و کلیه پاتوق بچه ها ....

با خودم می گفتم : آبادان زادگاهم همچنان مقاومت کن ، تو سنگر مقاومت ملتی ، تو سرزمین فرزندان خونگرم جنوبی ، تو خاک صدها شهیدی که برای ماندنت خون خود را نثار کردند ، آبادان تو همانی که قلب میلیونها مسلمان ایرانی لحظه به لحظه برایت می تپد و میلیون ها چشم به راهت دوخته شده.

آبادان در همان روزهای پرهراس به تاریخ پیوسته بود فرزندانش از زمین و دریا و هوا محافظتش می کردند و نمی گذاشتند مزدوران عراقی لحظه ای قدم به درونش بگذارند. درآن روزها که بچه های خرمشهر و آبادان فریاد " هیهات من الذله " را سر می دادند . دوست عزیزم و برادر بزرگوارم شهید غلامرضا رهبر گوینده ومجری و گزارشگر رادیو نفت آبادان پیامی را این چنین مرتب قرائت می کرد:

" اینجا آبادان رادیو نفت ملی صدای جمهوری اسلامی ایران :

برادر وخواهر مسلمان آبادانی ، شهر شما درخطر سقوط جدی قرار گرفته و تانک های دشمن در 500 متری پل های ایستگاه 7 و 12 می باشند ، با تمام قوا آماده باشید و به تمام وسائل دفاعی مانند تفنگ ، کوکتل مولوتف و نارنجکه آماده ، یک دفاع انقلابی و شرافتمندانه از شهر آبادان باشید.

                                                                سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آبادان

با سقوط  خرمشهر  و محاصره آبادان ، قصه های جنگ و ایثار وشجاعت ها تازه آغاز می گشت ، تازه اول کارزار بود مگر می شد بهمین سادگی از خرمشهر و آبادان گذشت تا اینکه ....پس از 19 ماه که کوچه پس کوچه های خرمشهر زیر لگدهای خصم له شده    بود  و ازخیابان ها و خانه های این شهر صدای قهقهه و خنده کودکان به گوش نمی رسید دراثر  رشادت سلحشوران اسلام ملت ایران یک پارچه شور وهیجان گردید: " خرمشهر آزاد شد – خرمشهر آزاد شد "

در طلوع 3 خردادماه 1361 از فراز مناره های نیمه ویرانت مسجد جامع ندای الله اکبر و صدای اذان به گوش می رسید ، شهری که 19 ماه در اسارت بود اکنون سرود آزادی می خواند و اشگ شوق می ریخت .

                                                                            رضا خدری

                                                                   خبرنگار جبهه و جنگ

نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 16:40 توسط رضا خدری| |

 راستاد مدیرکل بنادرودریانوردی بندربوشهربا اعلام این خبرگفت : عملیات تجسس و نجات 7 فرد ناپدید شده این شناور همچنان ادامه دارد. وی امروز افزود : عملیات تجسس در طول دیشب همچنان ادامه داشته و درساعت 5 امروزصبح منجربه این شد که دسترسی به آن اطاقک فشاری که 6 غواص تبعه کشور هندوستان درآن محبوس شده بودند میسرشد که متاسفانه هرشش نفر فوت شده بودند وعملیات انتقال اجساد به عرشه یدک کشی که درمنطقه حادثه مستقراست انجام شد وشش جسد پیدا شده دراطاقک فشار به شناورمنتقل شدند و به ساحل برده شدند . گروههای امدادی به سایر اماکن شناور غرق شده میروند چون برای 7 نفرمفقود شده بعدی عملیات جستجو را باید انجام بدهند.

وی افزود : همزمان با این موضوع دو بالگرد نیز عملیات جستجوی هوایی را شروع کرده اند برای اینکه اگر آن 7 نفر مفقود شده روی سطح آب باشند موقعیت شان شناسائی بشود. هفت نفرباقیمانده یکی شان اوکراینی یک نفرهندی و پنج نفرنیز ایرانی هستند.

با وقوع این حادثه دلخراش حال جای سئوال اینجاست که چه کسانی مسئول این حادثه هستند این شناور بارسیمان زده بود که به سکوهای مستقر درخلیج فارس برود ولی گویا بیش از ظرفیت سیمان حمل می کرده است .و وزش طوفان به دلیل سنگین شدن کشتی آن را واژگون کرده بود و این بی توجهی مسئولان سازمان بنادر و دریانوردی بوده که باید پاسخگو باشند.

واما حادثه دلخراش دیگر درجاده آبادان بندرماهشهر

که منجر به کشته شدن 10 نفر گردید و متاسفانه اجساد قابل تفکیک نبودند

جاده باریک و دقیانوسی عهد ویلیام ناکس دارسی که حدود 90 سال پیش بین بندرماهشهر وآبادان بخاطر احداث پالایشگاه ساخته شده همچنان قربانی می گیرد. و هیچ مقام مسئولی نیز بفکر تعریض و یا اتوبان کردن آن نیست چند  روز قبل براثر تصادف سه خودرو سواری دراین جاده باریک و بقولی متروکه وآدم کش 10 نفر از هموطنان خوزستانی و آبادانی ما به کام مرگ رفتند و خانواده های زیادی عزادار شدند.

یادم هست چند سال قبل وزیروقت راه وترابری با هو وجنجال و با حضور استاندار و نمایندگان مجلس شورای اسلامی گلنک احداث اتوبان آبادان – بندرماهشهررا برزمین زد و حدود 5 میلیارد تومان کمک نیز از شرکت نفت گرفته شد ولی درحالیکه جاده های ده کوره های این مملکت تعریض و اتوبان می  شود، برای جان مردم آبادان هیچ ارزشی قائل نیستند و این جاده را همچنان به امان خدا رها ساخته اند. ما از18 نفر  نماینده خوزستان بخصوص از نمایندگان آبادان – خرمشهر – شادگان و بندرماهشهر مصرا" میخواهیم که درمجلس و درنطق های پیش ازدستورخود از رئیس جمهور و وزیرمسکن وراه سازی بخواهند تا باز عده دیگری به کام مرگ نرفته اند فکرعاجلی برای اتوبان کردن این جاده ویلیام ناکس دارسی بنمایند.

آقایان نمایندگان مجلس خوزستان چند ماه دیگر در بحبوحه انتخابات مجلس نهم برای اخذ آرا چه جوابی برای بازماندگان کشته شدگان و مردم شهرهای جنوبی خوزستان دارید.

نوشته شده در یکشنبه یکم آبان 1390ساعت 23:27 توسط رضا خدری| |

 حسن هانی زاده درمصاحبه با روزنامه ایران اظهارداشت : درگذشت سلطان بن عبدالعزیز نوعی خلا قدرت درنسل اول خاندان عبدالعزیز به وجود می آورد که منجر به برخی کشمکش ها در درون دربار سعودی شده است .

وی نیزمعتقد است : نسل اول شامل پادشاه ، ولیعهد فقید  و امیرنایف وزیر کشور، نسل دوم چهره هایی چون سعودالفیصل ، ترکی فیصل و بندر بن سلطان و نسل سوم در واقع نواده ها هستند مثل فرزندان عبدالله و ترکی فیصل و ... که میانگین سنی آنان 35 سال به پائین است .

به اعتقاد هانی زاده ، در دربار عربستان سعودی و درساختارسیاسی این کشور دو طایفه نقش اصلی را ایفا می کنند. طایفه السدیری و الشمری ، قدرت اصلی از زمان ملک عبدالعزیز در دست طایفه السدیری بوده است ، اما اکنون پادشاه با جریان طایفه الشمری ارتباط نزدیک برقرارکرده است . درصورت درگذشت پادشاه و اقتدارکامل امیرنایف عربستان با دو چالش عمده از خارج و داخل روبه رو خواهد شد.

وی درباره نگاه آمریکا  و غرب می گوید : ازخارج به دلیل اینکه غربی ها نظر مثبتی نسبت به وی  و عقبه سلفی او ندارند و این جناح را متهم به همکاری با القاعده می کنند در داخل نیز با توجه به موج اعتراضات داخلی نیز با توجه به موج اعتراضات داخلی برای ایجاد اصلاحت و اعطای آزادی های مدنی بیشتر به مردم جناح امیر نایف که طیف خشن و سلفی حامی عقاید علمای مذهبی عربستان را نمایندگی می کند با مخالفت های مردمی بیشتری روبه رو خواهند شد.

در واقع نزاع اصلی پس ازمرگ پادشاه روی خواهد داد و مرگ سلطان صرفا" مقدمه ای براین نزاع بزرگ است .

 

 

نوشته شده در یکشنبه یکم آبان 1390ساعت 15:13 توسط رضا خدری| |

هانی زاده، حسن - محمد حسنین هیکل روزنامه نگار برجسته مصری نسبت به کودتای 1969سرهنگ معمر قذافی رهبر لیبی ،بدون پشتیبانی قدرت های خارجی ،ابراز تردید می کند.

در این بخش به ذکر خاطراتی از زبان هیکل در مورد حادثه کودتای سپتامبر 1969 سرهنگ قذافی علیه ملک ادریس السنوسی پادشاه وقت لیبی می پردازم.

او می گوید هنگامی که درسال 1969زمانی که  سران برخی کشورهای جبهه پایداری که از عراق ، سوریه ،لبنان ،سودان ومصر تشکیل می شدند در قاهره گردهم آمده بودند رادیو دولتی بنغازی بیانیه ای مبنی بر وقوع کودتا توسط  افسران لیبی علیه ملک ادریس السنوسی منتشرساخت.

در بیانیه منتشره هدف از این کودتا آزاد سازی ملت لیبی از یک رژیم ارتجاعی ومزدور و بر قراری آزادی ،وحدت عربی و سوسیالیسم عنوان شده بود. طبیعی است این کودتا اجلاس سران کشورهای عرب عضو جبهه پایداری را تحت الشعاع قرار داد وبحث ها پیرامون عاملان کودتا واهداف کودتاچیان دور می زد.

بیانیه کودتا توسط  الشرق الاوسط در اختیار جمال عبدالناصر قرار گرفته بود که متن این بیانیه به دلیل نزدیکی به ادبیات حزب بعث نگرانی جمال عبدالناصر را بر انگیخت.

ماهیت کودتاچیان هنوز مشخص نبود و امضا کنندگان اولین بیانیه کودتا تنها خود را فرماندهان شورای انقلاب لیبی معرفی کرده بودند. هیکل می افزاید دو شب پس از کودتا جمال عبدالناصر رئیس جمهوری وقت مصر به من در روزنامه الاهرام زنگ زد وبا خنده به من گفت که کودتاچیان لیبی تورا احضار کرده اند.

من تعجب کردم زیرا  در حالی که من مسولیت رسمی دولتی نداشتم وتنها سر دبیر روزنامه الاهرام بودم به چه دلیل کودتاچیان لیبی که هنوز هویت آنان مشخص نشده مرا برای مذاکره از سوی دولت مصر دعوت کرده اند.

 وی می افزاید: عبدالناصر از من خواست که سریعا به بنغازی بروم وضمنا یک عکاس خبره از روزنامه الاهرام هم برای تهیه عکس از این افسران با خود ببرم و پس از باز گشت شرح دیدار را در اختیار وی قرار دهم.

هواپیمای نظامی آماده شد ومن به اتفاق محمد یوسف، عکاس حرفه ای الاهرام ویک نفر از وزارت خارجه مصر به سمت بنغازی حرکت کردیم.  پس از حدود یک ساعت خلبان هواپیمای نظامی اعلام کرد که وارد مرزهای لیبی شده ایم .

به ادعای هیکل زمانی که کودتا انجام شد دو پایگاه مهم یکی در طرابلس غرب موسوم به پایگاه العظم که در اختیار انگلیس ویک پایگاه دیگر نیز در بن غازی در اختیار امریکا قرار داشت.

 همچنین در آن زمان صدها کارشناس نفتی آمریکا  در لیبی در حوزه های استخراج نفت فعال بودند زیرا نفت لیبی به دلیل نزدیکی به دریای مدیترانه برای کمپانی های نفتی آمریکا مقرون به صرفه بود.

این شرکت های نفتی با حکومت السنوسی قرار داد های کلان نفتی  بسته بودند زیرا منافع آمریکا اقتضا می کرد که منابع نفتی خود را تنوع ببخشد.

هیکل این سوال را زیرکانه مطرح می کند که چگونه با وجود این شرکت ها که بطور طبیعی جاسوسان سازمان سیا در آنها نفوذ دارند وبا وجود پایگاه های نظامی انگلیس وآمریکا ودهها ناو جنگی انگلیس وآمریکا در سواحل لیبی ،سرهنگ قذافی توانسته علیه هم پیمان این دو قدرت یعنی پادشاه لیبی کودتا کند؟.

در هر حال هیکل می گوید وقتی بر فراز شهر بنغازی به پرواز در آمدیم همه شهر در خاموشی مطلق قرار داشت وهیچ نشانه ای از وجود یک شهر مشاهده نمی شد.

هنگام عبور ازفراز پایگاه نظامی آمریکا ،خلبان هواپیما ی نظامی مصرپیامی از پایگاه نظامی آمریکا دریافت کرد که هویت سر نشینیان هواپیما را در خواست می کرد.

خلبان مصری نیز اعلام کرد که این هواپیما حامل شخصیت های مصری است که از قاهره پرواز کرده وقصد فرود در فرودگاه بنغازی را دارد.

پایگاه آمریکائی دقایقی بعد پاسخ داد که فرودگاه بنغازی بسته است اما یک اتومبیل نظامی در فرودگاه از طریق روشن کردن چراغ های خود باند فرود را مشخص می کند.

هیکل می گوید :پس از 40 دقیقه چرخش ، اتومبیلی با روشن کردن چراغ های خود باند محل فرود را مشخص کرد وخلبان با مهارت کامل در باند فرودگاه بنغازی به زمین نشست.

هنگام فرود به باند ،پلکان مخصوص هواپیما وجود نداشت و تعداد معدودی که در فرودگاه بنغازی بودند یک پله چوبی را در حالی که بر دوش خود حمل می کردند بر روی در ورود وخروج هواپیما قرار دادند وما در تاریکی شب از هواپیما پیاده شدیم.

 هیکل می افزاید: یک افسر جوان که بعدا فهمیدم نام اومصطفی الخروبی بود وجزء دستیاران قذافی بشمار می رفت به استقبال ما آمد و ما را به محل کنسولگری مصر در بنغازی برد اما در طول مسیرترجیح می داد که با ما صحبت نکند.

وقتی به کنسولگری مصر رسیدیم تنها یک کارمند مصری که برای ما هم شناخته شده نبود در ساختمان در انتظار ما بود. نیم ساعت بعد چند افسر جوان که بعدا فهمیدم معمر قذافی و عبدالسلام جلود  در میان آنان بودند به دیدن ما آمدند ومذاکرات آغاز شد.

هیکل اضافه می کند که قذافی به عنوان رهبر کودتاچیان مطالبی در مورد ضرورت وحدت جهان عرب برای نابودی اسرائیل مطالبی مطرح کردونقطه نظرات خود را در مورد مسائل جهانی بیان داشت.

عکاس نیز تعداد زیادی عکس از افسران لیبیایی گرفت وما سر انجام در ساعت 4 بامداد از فرودگاه بنغازی به سمت قاهره پرواز کردیم.

هیکل در ادامه خاطرات خود که هر پنجشنبه شب  از شبکه الجزیره قطر تحت عنوان " مع هیکل - تجربه حیاة" پخش می شود می گوید" من به محض ورود به قاهره مستقیما به کاخ ریاست جمهوری مصر رفتم وبه جمال عبدالناصر  گفتم که کودتاچیان مشتی جوان خام وبدون تجربه سیاسی هستند که بعدا مشکلات فراوانی برای ما بوجود خواهند آورد وبهمین دلیل ما باید خود را برای یک دوره طولانی پر تنش آماده کنیم .

با تشکر از برادر ودوست عزیزم دکتر حسن هانی زاده مفسر سیاسی خاورمیانه که دهها سال درعرصه خبری ورسانه ای همیشه مرید و شاگرد ایشان بوده وهستم و هنوز هم که نوشته های این استاد بزرگوار را مطالعه می کنم و یا صدایش را از رادیو می شنوم برایم یک کلاس درس درامور سیاسی اجتماعی و دفاع مقدس است. برای ایشان ازدرگاه ایزد متعال سلامتی وطول عمر وموفقیت بیشتر آرزومندم.

                                                                                       رضا خدری

                                                             روزنامه نگار وخبرنگاروعکاس جبهه جنگ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه یکم آبان 1390ساعت 13:35 توسط رضا خدری| |

 مدت ها است که وضعیت نیروهای پیمانکارپالایشگاه آبادان همچنان درحالت بلاتکلیفی و سرگردانی قراردارد. اینها نه ازمزایای نیروهای رسمی پالایشگاه بهره مند هستند و نه از امکانات نیروهای قراردادی، این عده که تعداد آنها نسبتا" زیاد است ازاین وضعیت پیش آمده به شدت ناراضی هستند.

متاسفانه درسفراخیر وزیرنفت به استان خوزستان ، برگزاری آزمون مقررشده لغو وبه قول این کارکنان آب پاکی روی دست شان ریخته شد.

پالایشگاه آبادان روزگاری سرآمد همه پالایشگاههای خاورمیانه حتی دردنیابود. قبل ازجنگ تحمیلی استعداد پالایشگاه نفت آبادان 460 هزاربشکه در روزبود واین پالایشگاه با تمام توان مشغول به کاربود که باهجوم دشمن به خاک خوزستان و قرارگرفتن این پالایشگاه عظیم درزیرآتش دشمن ، شیرازه وانتظام آن به هم ریخت و اولین کاراین بود که پالایشگاه ازنیروهای انسانی تخلیه شود تا کمترین آسیب به آن وارد شود . پالایشگاهی که درجای جای آبادان مراکزمهم صنعتی و محل تجمع داشت ، تخلیه نیروها کارساده ای نبود و اولین ستاد پشتیبانی دربندرماهشهر تشکیل شد ونیروها به آنجا اعزام شدند.

اقدام بعدی دراین پالایشگاه بزرگ که وسعت 13 کیلومترمربعی دارد و هم دستگاه هایش مملو ازمواد نفتی بود کارساده ای نبو ، اگراین کار صورت نمی  گرفت هم برج های تقطیربراثر شلیک توپخانه دشمن به آتش کشیده می شد و همه سرمایه ملی ازبین می رفت فاصلا پالایشگاه تا اروندرود حدود 25 متراست و همه

اسکله ها روبروی آن قرارداشتند و انبارهای مرکزی مملو ازکالاهای تاسیساتی نفت بود که درطول 70 سال درآنجا قرارگرفته بودند واقدام بعدی ستاد تخلیه کالا بود.

درطول جنگ تحمیلی کارکنان پالایشگاه آبادان بارشادت وجانبازی و با تقدیم بیش از 500 شهید ، اسیر، مفقودالاثر، جانبازومجروح توانستند با اتکال به عنایات خداوند دستگاه های پالایشگاه را ازمواد نفتی تخلیه و بسیاری از واحدها ودستگاه های تقطیر را با پایداری مردانه وشجاعت وایثارهای وصف ناپذیر حفظ و چندین میلیارد وسائل و قطعات خاص آن را به محل های امن منتقل کنند.

ولی اکنون چرا به سرنوشت کارکنان این پالایشگاه بی توجهی می شود...

چندی پیش خبری مبنی بر برگزاری آزمون مشخص کردن تبدیل وضعیت نیروهای پیمانکار پالایشگاه درسراسر ایران منتشرشد که همه نیروهای پیمانکار ازجمله پالایشگاه آبادان را خرسند و امیدوارکرد . خوشحال از اینکه ازبلاتکلیفی در می آیند.

دربین این عده افرادی دیده می شوند که دارای 10 تا 12 سال سابقه کارهستند  و ازوضعیت استخدامی شان به شدت نگران هستند وسزاوار نیست این کارکنان که جوانی خودرا دربدترین شرایط آب وهوائی وگردوخاک وتابستان گرم وسوزان درپای دودوآتش پالایشگاه سپری کرده اند اکنون که به مرحله میانسالی رسیده اند یک روزه عذرشان را بخواهند وسرگردان وبیکاربشوند.

ازطرف دیگر معضل جوانان بومی آبادان اینست که می گویند درموقع استخدام به جوانان بومی بها نمی دهند و پیمانکاران پالایشگاه که تعداد آنان زیاد است از شهرواستان های دیگر مبادرت به استخدام می کنند ومعلوم نیست چه مسئولانی باید پاسخگو این جوانان و مردم آبادان باشند.

بیکاری درآبادان دارد بیداد می کند درصورتی این جوانان درکنار دیواره های یک بزرگ ترین پالایشگاههای کشوروخاورمیانه زندگی می کنند ولی ازنعمت استخدام درپالایشگاه محروم هستند.

مسئولان وزارت نفت دروهله اول می بایستی نیروهای کارآمد ، فوق دیپلم و لیسانس ساکن در آبادان را دعوت به کارنمایند. مسئولان وزارت نفت و پالایشگاه آبادان می بایستی درمقابل این خواسته برحق ومنطقی مردم آبادان جوابگوباشندو....

نوشته شده در یکشنبه یکم آبان 1390ساعت 13:23 توسط رضا خدری| |